تبليغاتX
رشکوئیه ، دیروز ، امروز ، فردا
سنت شکنی مبارک!

سنت بر این بود؛

که در ایام محرم، واعظ یا همان روضه خوان یا آخوند یا روحانی، پنج شش مجلسی که در رشکوئیه و اطراف آن برگزار می شود را سر بزند و بیست دقیقه ای مجلس را نگه دارد.!

برخی راضی بودند و برخی ناراضی.  

راضی  ها می گفتند: به هر حال ده روز محرم است و می خواهیم همه فیض ببریم. گوینده و شنونده.  مجلس ها گرم تر می شود و شخصی که برای گوش دادن روضه به مسجد می آید، از هر منبری نکته ای می آموزد و چند مصیبتی از کربلا گوش می کند و باز می گردد. یکی سید است و دیگری قوم و خویش. یکی صدای خوبی دارد و دیگری صحبتی دلنشین، یکی بچه محل است و دیگری مهمان. همیشه رسم بر این بوده و...

اما ناراضی ها می گفتند: یک ساعت صحبت، یک عزاداری سنگین. والسلام

نسلی جدید، فکری جدید و طرحی جدید. 

و هر دو هم راست می گفتند.

معمولا تفکر سنتی غالب بود،  یعنی راضی کردن طیف سنتی سخت بود.

اما ظاهرا امسال، فرصتی پیش آمده تا روحانیون فاضل، احمد آقای زارع و آقای محمد شبانی و نیز آقای سمیعی فر زمان بیشتری در دو مسجد  پایین و بالا داشته باشند، و سر فرصت یک منبر خوب را عرضه کنند.  

فارغ از درگیری با عقربه های ساعت، برای رساندن یا رسیدن به مجلسی دیگر.  و این جای خوشحالی است. 

و مادر پیری که این روزها به مسجد می آید، شاید با خودش می گوید، یادش به خیر آن موقعی که می آمدیم مسجد. هفت هشت تا روضه گوش می کردیم و کلی گریه می کردیم. حالا که مزه محرم را نمی فهمیم.  

و او خبر ندارد که؛

دوست جوانی می گفت: گوشت های گوسفند روز تاسوعا باید چلوکباب شود برای روز عاشورا، نباید در آش حیف و میل شود! آش قدیمی شده!

و شاید او هم راست می گوید! 

و ما بهر سنت شکنی آمده ایم! دستمان مریزاد !

2 نوشته شده در  30/9/1388ساعت 07:29  توسط همشهري  | موضوع: يادداشت‌هاي من   نظر(0)