تبليغاتX
رشکوئیه ، دیروز ، امروز ، فردا
نقل. سنج . نٌقل

دیشب با ایران تماس گرفتم. فکر نمی کردم وقتی می گویم از رشکو چه خبر بگویند حسن هم خدابیامرز شد. منظورم همان جوان ساده و با صفایی که هر سال حداقل یکی دو بار او را می دیدیم. محرم بالای نقل رشکو. هنگامی که سنج به دست می گرفت، و هنگام نقلبرداری برایمان سنج می زد. 

البته پایان مراسم نقلبرداری، توفیق اجباری پیش می آمد که حتی او را صدا هم بزنیم. حسن ، حسن، اینجا ، اینجا. 

خدایش بیامرزد. و او هم گوش می کرد. نقل و بادام و شکلات از بالای نقل برایمان می ریخت. 

و ما برای تبرک از نقل حسین، نٌقل از حسن می گرفتیم.

او محرم را دوست داشت و محرم هم او را.  مرحوم حسن صحت دیگر برایمان سنج نمی زند.  خدایش بیامرزاد.

توجه: 

برای من هنوز ثابت نشده است که چرا به مراسم نقل برداری می گویند مراسم نخل برداری. من فکر می کنم که باید همان نقل برداری استفاده کنم. نخل برداری توجیهی ندارد، اما نقل توجیهش خودش هست. یعنی انتقال دادن. احتمالا چون اسمی نداشته بهش می گفتند نقل و این درست هم هست. ما تا یاد می دهیم می گفتند و می گویند نقل برداری. البته اگر کسی توجیه خاصی دارد در قسمت نظرات من را بهره مند نماید.

2 نوشته شده در  13/10/1388ساعت 04:53  توسط همشهري  | موضوع: يادداشت‌هاي من   نظر(0)